نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶١٣ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شهریارا من از این حضرت چون خلد برین

میروم وز سر حسرت بفضا مینگرم

هستم از بیم جدائیت سر آسیمه چنانک

خبر از پای ندارم که زمین میسپرم

اگرم دست اجل از سر ما نفشاند

خاک پای تو شود بار دگر تاج سرم

ور اجل دور ز رویت ندهد مهل مرا

بهمین مهر و نشان مهر تو با خاک برم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شهریار احساس عمیق خود را نسبت به دوری از محبوبش بیان می‌کند. او از جدایی می‌نالد و نگران است که نتواند او را ببیند. همچنین، ابراز می‌کند که اگر مرگ از او دور نشود، دوست دارد که خاک پای محبوبش باشد و در نهایت، عشق و محبت او را با خاک پیوند می‌زند. این احساسات نشان‌دهنده‌ی عمیق‌ترین عشق و حسرت اوست.