نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶١٧ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صاحبا گر چنین همی شاید

که بهر یک مهت سلام کنیم

ما چه حاضر چه غائب از در تو

هم برین قصه را تمام کنیم

کز تو پرسیم و تو جواب دهی

که ازین هر دوان کدام کنیم

در سفر آریم عمر بسر

یا به بنگاه خود مقام کنیم

چند ازین دیگ آرزو پختن

تا کی این آرزوی خام کنیم

پس همان به که نفس سرکش را

گوشمالی دهیم و رام کنیم

گوشه عزلت و قناعت را

بارگاه امیر نام کنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که آیا ممکن است به بزرگانی که در نظر داریم، سلام کنیم. او از حالت حاضر و غایب خود و دیگران می‌گوید و می‌خواهد از آن‌ها سؤال کند تا بفهمد در زندگی چه مسیری را انتخاب کند؛ آیا عمر خود را در سفر بگذراند یا در جای خود بماند. شاعر به آرزوهای ناپخته اشاره می‌کند و می‌پرسد تا کی باید به آرزوهای بی‌فایده ادامه دهیم. در نهایت، او بر این باور است که بهتر است نفس سرکش را کنترل کنیم و به گوشه‌نشینی و قناعت پناه ببریم و آن را به عنوان جایی بی‌همتا و مهم در زندگی‌مان قرار دهیم.