شمارهٔ ۶٣٠ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
من نیم چون مرد سالوس و فریب
پرده ناموس خود خود میدرم
قلب خود را سکه رندی زده
پیش صرافان عالم میبرم
گر ز دخت رز بریدم زهد نیست
مصلحت را راه او می نسپرم
بوی خون آید ز وصل دخت رز
تا بمانم سوی او می ننگرم
لیک هر وقت از زمرد گون کنب
کوری افعی غم را میخورم
تا بر اینقانونم ای ابن یمین
کس نبینی ز اهل معنی منکرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان اندیشههای شاعر در مورد فریب و تظاهر میپردازد. شاعر خود را متهم به نفاق میکند و از این که پردهی ناموس خود را میدرد، سخن میگوید. او دل خود را ناپاک میداند و آن را به صرافان عالم میسپارد. شاعر تأکید میکند که این کار از روی مصلحت است و از عشق به معشوق (دخت رز) سخن میگوید، اگرچه مایهی درد و رنج است. او همچنین به تأثیرات منفی این اوضاع اشاره میکند و بر این باور است که در دنیای معانی، دیگران او را نادیده میگیرند.