شمارهٔ ۶۵٩ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بر تو پاشم ز بحر دانش خویش
سخنی همچو لؤلؤ و مرجان
بخت اگر یار و عقل رهبر تست
بنگاریش چون الف در جان
دشمنت را بهیچ رو منمای
گرچه او دوست کام گردد از آن
تشنه میباش از خضر میپذیر
منت آب چشمه حیوان
هر چه در آشکار باید خواست
عذر بر کردنش مکن پنهان
ور نیاید پسندت این گفتار
بر تو کس را نمیرسد تاوان
گر بدی از تو آید ار نیکی
نزد ابن یمین بود یکسان
زآنکه او را بهیچ کس طمعی
نیست الا برحمت یزدان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مخاطب خود میگوید که از دانش و حکمت خود به او بهرهمند خواهد کرد و سخنانی گرانبها و ارزشمند خواهد گفت. او تأکید میکند که اگر بخت و عقل با هم همراه باشند، میتوانند به درک عمیقتری از زندگی دست یابند. همچنین باید از دشمنان خود دوری کند و حتی اگر دشمن به او نزدیک شود، نباید او را نشان دهد. از طرفی، باید از علم و حکمت بهرهمند شود و از آب دانش استفاده کند. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که اگر کسی به او چیزی ناپسند بگوید، نباید دچار خشم و کینه شود، چون در نهایت تنها نیکویی و رحمت الهی است که ارزش دارد.