شمارهٔ ۶۶۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تاج فرق اهل دانش ای عروس فضل را
حلقه گوهر کش طبعت نکوتر پیرهن
وی ز رشک نفحه گلزار خلق فایحت
گل دریده هر سحری تا پای از سر پیرهن
آفتاب رأی تو چون سایه بر گیتی فکند
کرد نیلی از غم او ماه انور پیرهن
قطعه ئی نزد من آوردند کاندر لفظ او
بود معنی خوش نفس چون غنچه اندر پیرهن
قطعه ئی چون آب و دروی پیرهن کرده ردیف
می نترسیدی که گردد ناگهان تر پیرهن
پیرهن جستی ز من ایکاش بودی دسترس
تا چو شاخ اندر خزان پوشمت از زر پیرهن
کوشمالم باد بهره چون رباب از چنگ دهر
گر چو چنگم نیست الا پوست در بر پیرهن
نی مزاحست اینکه گفتم با یکی اندر زمان
بی توقف رو بسوی خدمتش بر پیرهن
پیرهن آورد و من در آب خجلت غرق از آن
چون فرستم پیش تو بی هیچ دیگر پیرهن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و فضیلت علم و دانش اشاره دارد و آن را با عروس فضل مقایسه میکند. شاعر به توصیف جواهرات و زیباییهای علم و فرهنگ پرداخته و میگوید که مانند گلی زیبا در عالم وجود دارد. همچنین، شاعر به تضاد احساسات و دردهایی که در زندگی تجربه میکند اشاره میکند و میگوید اگرچه دنیای سختی دارد، ولی زیباییهایی در آن وجود دارد که میتواند تسکیندهنده باشد. در نهایت، شاعر به دشواریهایی که در ابراز احساسات و ارتباط با دیگران دارد اشاره میکند و احساس خجالت و عدم توانایی در ارسال محبت و دوستیش را ابراز میکند.