نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تریاق و ارقمست مرا بر سر زبان

این قسم دشمنان بود آن حظ دوستان

کمتر ز نحل می نتوان بود کان ضعیف

هم نوش را محل شد و هم نیش را مکان

بحریست خاطرم که چو برخاست موج او

گاهی نهنگ و گه صدف افکند بر کران

طبع من ار نه ابر بهارست پس چرا

کردند با هم آتش و آب اندرو قران

ابرست در حقیقت ازان رو که ابر وار

هم در فشانش بینم و هم صاعقه جهان

در باغ عمر خویش کسی کو بنام من

تخمی فشاند ز آب سخن دادمش روان

گر تخم بد فشاند همه خار و خس درود

ور تخم نیک بود گلش رست و ضیمران

دارم زبان سنان وش و بر کس نمیزنم

خود را مزن گرت خردی هست بر سنان

من خود گرفتم ابن یمین گشت در ثبات

کوهی کش از مکان نبرد صدمت زمان

آخر نه هر ندا که بکهسار در دهی

آید بگوش تو هم از آنسان صدای آن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تجربیات و احساسات شاعر می‌پردازد. او تضادهای زندگی را با تصاویری از طبیعت و عناصر آن توصیف می‌کند. شاعر به تریاق و ارقمست اشاره دارد که نماد حیات و مرگ هستند و در این راه، دوستی و دشمنی را مطرح می‌کند. او همچنین به وجود نهنگ و صدف در دریا اشاره می‌کند، نماد قدرت و ضعف در زندگی. با مقایسه طبع خود با ابر بهار، تناقضات احساسات و رویدادها را بیان می‌کند. در نهایت، شاعر می‌گوید که اگر تخمی (عملی) بکارند، نتیجه آن می‌تواند خوب یا بد باشد و بر اهمیت عمل خود تأکید می‌کند. او به خودشناسی و جلسه بین خرد و قدرت کلام اشاره دارد و می‌گوید که هر ندا و صدایی قابل شنیدن نیست و ممکن است تنها در دل کوه‌ها بپیچد.