نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶٧٠ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خرم آنکس که بقعه ئی دارد

و او نه مأمور و نه امیر کسان

کنج عزلت گرفته از عالم

گشته فارغ ز دار و گیر کسان

ز آتش آرزو نتافته دل

چون تنور از پی فطیر کسان

گشته راضی بحکم کن فیکون

رسته از زحمت و ز خیر کسان

داند آزاده ئی که یکچندی

بوده باشد بعنف اسیر کسان

که فراز کلوخپاره خویش

بهتر از مسند و سریر کسان

پشته خار خار پشتک را

نرمتر آید از حریر کسان

رو قناعت گزین که نتوان پخت

قرص امبد از خمیر کسان

پایمزد تو در زمانه بسست

آنکه او هست دستگیر کسان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره کسی است که در عزلت و دور از دنیا زندگی می‌کند و به آرامش رسیده است. او نه در مقام قدرت است و نه زیر بار مسئولیت‌ها. شاعر بیان می‌کند که این فرد از آتش آرزوها دور شده و به رضایت درونی دست یافته است. او می‌داند که آزادی چقدر باارزش است و زندگی ساده و بی‌دغدغه را ترجیح می‌دهد. شاعر همچنین به قناعت و خرسندی از آنچه دارد تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که واقعیات زندگی به سادگی قابل تحمل‌تر از تجملات ظاهر است. در نهایت، پیام شعر این است که در دنیا تنها ارزش واقعی آزادی و قناعت است.