نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶٨۵ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گفتم روم زیارت پیشینیان کنم

باشد که راحتی رسد از روحشان بمن

عقلم شنید و گفت که بنشین بجای خویش

واندر خطر بهرزه مینداز جان و تن

آخر زندگان بچه خلعت رسیده ئی

تا گسترند در قدمت مردگان کفن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شخصی تصمیم می‌گیرد که به زیارت پیشینیان برود تا شاید از روح آن‌ها راحتی و آرامش بگیرد. اما عقلش به او می‌گوید که بهتر است در جای خود بماند و جان و تن خود را به خطر نیندازد. او اشاره می‌کند که در نهایت، زندگان چه هدیه‌ای از مردگان دریافت کرده‌اند جز کفن مترون در زیر پای آن‌ها. این شعر بازتابی از تعمق در زندگی و مرگ و تأثیرات آن‌ها بر یکدیگر است.