شمارهٔ ۶٩ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سروریکه در ره مردی و مردمی
رستم ترا مقابل و حاتم نظیر نیست
گر زخم تیغ دست ترا خستگی رساند
بشنو که هیچ عذر جز این دلپذیر نیست
دست گهر فشان تو ابرست و تیغ برق
هر جا که ابر خاست ز برقی گزیر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش قدرت و جایگاه والای یک شخصیت میپردازد. شاعر اشاره میکند که این شخص در راه مردانگی و انسانیت است و کسی مانند رستم یا حاتم نمیتواند با او مقایسه شود. حتی اگر زخمهای جنگ باعث خستگی او شوند، هیچ بهانهای نمیتواند کاسته از ارزش او باشد. شاعر همچنین میگوید که دست او به مانند ابر بارانزا و تیغش همچون برق است و هیچکس نمیتواند از قدرت او فرار کند.