شمارهٔ ٧٢٢ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
حبذا باغ و راغ علیا باد
و آن ریاض چو اطلس و خز او
ز اعتدال هوا عجب نبود
همچو نی گر شکر دهد گز او
کرم قز برگ توتش ار بخورد
حلقه سیم و زر شود قز او
سردی آب او کند احساس
تشنه بالای چاه صد گز او
هوش ارباب عقل برباید
چون کند جلوه دختر رز او
چون نقاب بلور بر بندد
آن عقیق تر زبان گز او
گوئیا آتشی گداخته اند
کرده از آب بسته مرکز او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای یک باغ و لذتهای آن میپردازد. باغی که با گلها و گیاهان زیبا، هوای مطبوع و آب سردش، دلانگیز است. شاعر با کنایه به شکرینی نی، به لذتهای این فضا اشاره میکند و از جاذبههای خاص آن مثل حضور دخترکی به نام "رز" سخن میگوید. در نهایت، با تصاویری از آتش و آب، فضای پرجنبوجوش و شگفتانگیزی را توصیف میکند که احساسات عمیق را برمیانگیزد.