شمارهٔ ٧٣٣ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ملک عزت گرت همی باید
از من این پند مشفقانه شنو
دل منه بر سرای عرصه فریب
که فراوان گذشت ازو کی و کو
روز دولت مباش غافل از آنک
هست ترکیب دولت ازلت و دو
چون همای خجسته قانع باش
نه چو گنجشک جان بدانه گرو
در زمین قناعت افکن تخم
تا مراد دل آوری بدرو
با کنار آمد از بحار غم آنک
شد برون از میان چو کیخسرو
به گزینی مکن که آدم را
بیشتر از وجود ظلمت وضو
ایزد از بهر گزینی گفت
که فلان خیز از بهشت و برو
چون شود معده پر تفاوت چیست
که ز گندم پرست یا از جو
تن چو پوشیده شد چه فرق بود
نزد عاقل میان کهنه و نو
راه تسلیم گیر ابن یمین
تا خلاصت دهد زلیت و زلو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این قطعه به ملک عزت توصیه میکند که به دنیا و فریبهای آن توجه نکند؛ زیرا زندگی پر از فریب و گذرگاههایی است که باید از آنها آگاه بود. او تأکید میکند که در روزهای خوب و خوشبختی باید به یاد داشته باشی که خوشبختی و سعادت به دو چیز وابسته است: ازلیت و دوگانگی. همچنین به قناعت و کفایت در زندگی اشاره میکند و پیشنهاد میدهد که باید در برابر مشکلات صبور باشی و از غمها گذر کنی. در نهایت، او به تسلیم و پذیرش تقدیر دعوت میکند تا انسان را از شکستها و ناامیدیها رها سازد.