نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٧۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

احرام بستم از پی عالیجناب شاه

کز کائنات قبله بگزیده منست

گفتم که خاک درگه او در کشم بچشم

کان توتیای روشنی دیده منست

نوشم شراب تربیت از جام لطف او

کان اصل شادی دل غمدیده منست

دربان مرا ز مقصد امید باز داشت

این نیز هم ز طالع شوریده منست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ارادت و عشق خود به شاه سخن می‌گوید. او احرام بسته و قصد زیارت درگاه او را دارد، چرا که این درگاه را قبله خود می‌داند. شاعر اظهار می‌کند که خاک آن درگاه را گرانبها می‌داند و شراب تربیت او را مایه شادی دل غمدیده‌اش می‌داند. اما در نهایت، دربان مانعی بر سر راه او می‌گذارد که این را نیز نتیجه تقدیر و سرنوشت می‌داند.