شمارهٔ ٧۵٣ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلا ز حال بد خود مکن جزع زنهار
صبور باش چه دانی نکو شود ناگاه
مجوی صحبت دنیا کز آن همیترسم
که همچو صحبت سنگ و سبو شود ناگاه
بترک وصلت او گیر کز فضیحت او
بسیط خاک پر از گفتگو شود ناگاه
فروغ آتش شهوت مده بباد امل
که آبروی تو چون آب جو شود ناگاه
بگرم مهری گردون مباش غره از آن
که بیگناه ترا کینه جو شود ناگاه
هنر طلب که هنرمند را سعادت و بخت
بروزگار کهن باز نو شود ناگاه
هنر چو مشک بود مشک کی نهان ماند
جهان ز نفحه او پر ز بو شود ناگاه
کنون چو ابن یمین را هنر پناهی نیست
که لطف بیند اگر سوی او شود ناگاه
بکنج عافیت آرام جست تا پایش
مگر بگنج قناعت فرو شود ناگاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نگاهی به وضعیت بد و ناامیدی دارد و به خواننده توصیه میکند که از جزع و فزع خودداری کند و صبور باشد. شاعر هشدار میدهد که نباید به دنیای فانی وابسته شود، زیرا این ارتباط ممکن است به رسوایی یا ناراحتی منجر شود. همچنین، او به اجتناب از شهوت و فریبندگی دنیا اشاره میکند و بر اهمیت هنرو استعداد تأکید دارد. در نهایت، شاعر به جستجوی آرامش و قناعت در زندگی تأکید میکند و میگوید که ممکن است در اوضاع سخت به خوشبختی ناگهانی دست یابیم.