شمارهٔ ٧۵۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دل ابن یمین گرچه ز غصه خون همی گردد
ازین بخت سیه روز و ازین گردون پیروزه
ولیکن زین خرف گشته سپهر ناسپاس ایدل
چه گویم چون ز نادانی کله میسازد از موزه
معاذ الله اگر روزی بغیری احتیاج افتد
بدینمعنی که در دستم نماند قوت یکروزه
و گر آتش زند فاقه چنان در خانمان من
که نگذارد ز دنیا وی مرا تا آب در کوزه
بهائم وار چون دیده بر آب و بر علف نارم
شوم همچون ملک سازم شعار خویشتن روزه
دلا در آتش محنت گرت جان میرسد بر لب
بمیر از تشنگی و آبی مکن از بحر دریوزه
ز دونان چون طمع داری کرمهای جوانمردان
خرد داند که در عشرت شرابی ناید از بوزه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
ابن یمین در این شعر از غم و اندوه ناشی از بدبختیهای روزگار سخن میگوید. او با اینکه دلش از غصه خون میشود، اما نسبت به بخت سیاه و گردون زمانه تسلیم نمیشود. احساس میکند که آسمان بر او بیرحم است و از نادانی مردم رنج میبرد. او اگر روزی به یاری دیگران نیاز داشته باشد، نگران است که هیچ کمکی در دسترسش نباشد. همچنین، او در شرایط سخت زندگی، به مشکلات فقر اشاره میکند و میگوید که اگر فقر در خانهاش آتش بزند، از دنیا میرود. شاعر بر اهمیت عقل و درایت تأکید میکند و به طمعورزیهای بیپایهی انسانها اشاره میکند که در خوشیها هم نمیتوانند به وی کمک کنند. در نهایت، او به تحذیر از مرگ بر اثر تشنگی میپردازد و بر نشانههای بیفایده بودن طمع و امید در دنیا تأکید میکند.