نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٧۵۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دی معرف به پیش آصف عهد

خواند فصلی ستوده که و مه

طمع خام او بر آنش داشت

که مگر پخته کرد نان فره

خواجه را خود دهن بتحسینش

همچو سوفار بود پر از زه

گفت ناگه معرف ای خواجه

سبحه آفرین ز دست بنه

گه گهی نیز میکن احسانی

گرچه تحسینت هست ز احسان به

ز آنکه دیریست تا مثل زده اند

نشود بز بگدگدی فربه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی تعاملات و تحسین‌ها در یک جمع است. شخصی به نام دی معرف به آصف می‌گوید که در حال خواندن فصلی ستوده است و طمع او بر این است که شاید بتواند چیزهایی را به دست آورد. خواجه با دهانی پر از تحسین، این موضوع را درمی‌یابد. ناگهان می‌گوید که نباید از سبحه‌ی خود دست بکشد و به دیگران احسان کند. اشاره می‌کند که تحسین نباید تنها بر پایه‌ی احسان باشد و تأکید می‌کند که مدتی است که دیگران نتوانسته‌اند کارهای بزرگ انجام دهند. در نهایت، به این نکته اشاره می‌کند که لزوماً نتیجه‌ی یک کار به تلاش و زحمتی که برایش صرف می‌شود، بستگی دارد.