شمارهٔ ٨٠٠ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
این بزرگان که بنوخاستگان مشهورند
نرسیدست بر ایشان ز کرم جز نامی
چون ندانند که انعام چه باشد بمثل
نتوان داشت ازیشان طمع انعامی
هر یکی را که تو پاشنده قومش دانی
بر سر دانه کشیدست بدستان دامی
تا نگویند که داد-ار شنود صد دشنام
بمکافات یکی را ندهد دشنامی
دی یکی گفت که ای ابن یمین تا کی ازین
عمر کردن تلف و وجه معاش از وامی
عرضه کن حال دل سوخته پیش همه شان
گفتم این دیگ هوس را نپزد جز خامی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به بزرگانی اشاره شده که به نام "بنوخاستگان" مشهورند. این افراد به جز نام و شهرت چیزی از کرم و generosity ندارند و نمیدانند که چه چیزی باعث انعام میشود. بنابراین نمیتوان از آنها انتظار انعام داشت. شاعر همچنین به نداشتههای خود و زمان تلف شدهاش اشاره میکند و میگوید که درد دلش را نمیتواند با این افراد در میان بگذارد، زیرا هوسها و آرزوهایش را تنها افرادی خام میتوانند درک کنند.