شمارهٔ ٨٢٣ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
جلال دولت و دین آصف سلیمان فر
خدیو کشور اهل هنر امیر علی
فلک چو یاد وزیران کند توئی که بود
یکیش صاحب کافی دگر امیر علی
جهان پیر دگر باره نوجوان گردد
ز ناز آنکه فتادش پسر امیر علی
کمینه بنده عالی جنابش ابن یمین
که دارد از بد و نیکش خبر امیر علی
شبی نشسته بامید روز بهروزی
بر آستانه جمشید فر امیر علی
شکایتی دو سه از روزگار گفت و شنود
کسی بدرگه والا گهر امیر علی
چه گفت گفت که این بنده محکم از کارت
کس دگر نگشاید مگر امیر علی
همین بسست که یکره بحال تو زکرم
کند بعین عنایت نظر امیر علی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده به توصیف شخصیت و مقام امیر علی، وزیر کشور و اهل هنر میپردازد. او از برکت وجود امیر علی میگوید که چهره دنیا را جوان کرده و در سختیها تنها اوست که از پس مشکلات برمیآید. شاعر به ستایش امیر علی میپردازد و از او میخواهد که با کرم و عنایتش، برای دیگران گشایش ایجاد کند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که تنها امیر علی میتواند مشکلات را حل کند و امید به بهروزی را در دلها زنده نگه دارد.