شمارهٔ ٨۴۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
سپهرا من از گردشت فارغم
مرا کی توانی که غمگین کنی
نه نایم که بر بسته باشم کمر
بدان تا مرا کام شیرین کنی
نه نرگس که سر پیشت آرم فرود
گرم افسر و تاج زرین کنی
گرفتم که ایوان قصر مرا
ز خشت زر و نقره پر چین کنی
نمیارزدم این تنعم بدان
که در آخرم خشت بالین کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات شاعر درباره زندگی و لذتها و دردهای آن میپردازد. شاعر اعلام میکند که از دنیا و تجملات آن فارغ شده و هیچ چیز نمیتواند او را غمگین کند. او دست کم در اینجا از زیباییهای ظاهری و تجملات قصر و تاج و تخت عبور کرده و بیان میکند که این نعمتها ارزشی برایش ندارند، زیرا در نهایت همه چیز به خاک و مرگ ختم میشود. این پیام نشاندهنده دیدگاه عمیق و فلسفی شاعر نسبت به زندگی و اهمیت واقعیات انسانی است.