شمارهٔ ٨۴٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
صاحبا بنده را بخدمت تو
پیش ازین بیش ازین محل بودی
بعنایت که داشتی با او
پیش آزادگان مثل بودی
از شرف در پناه سایه تو
همچو خورشید در حمل بودی
از تو تحسینش بود و احسان هم
که گهی نیز در عمل بودی
بنده را هم قواعد اخلاص
داند ایزد که بی خلل بودی
آنچه رایت بدان نظر کردی
ورچه بر تارک زحل بودی
رفتمی از پی ارچه رهگذرش
بر سر کوچه اجل بودی
وینزمان همچو عهد پیشین است
حاش لله که بر بدل بودی
چشم آن دارم از مکارم تو
که بصد نوعم ار زلل بودی
نقد من یافتی رواج از تو
ورچه یکبارگی دغل بودی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعرگونه از یک شاعر است که در آن به محبت و توجه شخصی به نام "صاحبا" اشاره دارد. شاعر ابتدا به جایگاه خود در گذشته اشاره میکند و میگوید که در سایه آن شخص چقدر به خوشبختی و مقام رفیع دست یافته است. او از احسان و تحسین صاحبمنصبان سخن میگوید و از قواعد اخلاص و صداقت خود خبر میدهد. شاعر در ادامه به امید گرفتن مکارم و خوبیهای بیشتر از آن شخص اشاره میکند و اگرچه ممکن است دچار لغزش شود، به استقامت خود در محبت و وفاداری ایمان دارد. او همچنین به روابط گذشته و نبودن تغییرات در این رابطه تاکید میکند و علیرغم دشواریها، عشق و ارادتش را نسبت به "صاحبا" ابراز میدارد.