شمارهٔ ٨۶٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
منم آنکه در مدحتت طبع من
سپهر ازرقی گشت و مهر انوری
عطارد شود نکته های مرا
ببازار دانش بجان مشتری
بهر سو که روی آورم اهل فضل
گذارند با من سخن گستری
ز ناسازگاری گردون دون
بگردن در آمد مرا شاعری
و گر نه ز محمود نه لایقست
بمدحت سرائی شدن عنصری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر بیان میکند که به خاطر ستایش و مدح معشوقش، احساسات و طبع او تحت تأثیر قرار گرفته و اوضاع را به زیبایی تغییر داده است. او میگوید که در هر جا که برود، دانشمندان و اهل فضل با او گفتگو میکنند و این به او اعتبار میدهد. شاعر از سختیها و مشکلات زندگی میگوید و به این نکته اشاره میکند که اگر نبود شعر و شاعری، او از محمود (شاید اشاره به محمود غزنوی) و هیچ کس دیگر لایق شعر و ستایش نمیبود. به عبارت دیگر، شاعری برای او به عنوان راهی برای بروز احساسات و اندیشههایش مطرح است.