نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٨٧۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا ز خدمت عالیجناب آصف عهد

علاء دولت و دین هندوی مبارک رای

ملامت آن نفس افزود و نفرت آندم خاست

که عزم ثابت او را برفت پای از جای

نشاند بیهنرانرا بجای اهل هنر

ندید هیچ تفاوت ز کوف تا بهمای

بر آستان چنوئی اقامت چو منی

برای منصب و مالست یا برای خدای

چو این دو نیست مهیا چرا بمدحت او

زبان بهر زه درائی گشوده ام چو درای

عجب که خواجه ندانست و داند اینمعنی

کسیکه باز تواند شناخت سر از پای

که هجو نیز توان گفت و هیچ مشکل نیست

بدان زبان که بود خواجه را مدیح سرای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزلی از شاعر در مورد وضعیت خود در خدمت آصف، که مقام و نفوذ زیادی دارد، بیان شده است. شاعر از آزار و نفرتی که از ترک خدمت می‌خواهد بر دوش او احساس کند، صحبت می‌کند. او به ناتوانی در تشخیص بین افراد بنا به هنری که دارند و آنهایی که تنها ظاهر را می‌سازند اشاره می‌کند و در نهایت از بی‌اثر بودن ستایش و مدح در صورت عدم وجود نیت خالص برای خدمت به خدا می‌گوید. شاعر همچنین اشاره دارد که انتقاد از این وضعیت نیز به آسانی ممکن است اما این موضوع برای شخصی که در مقام ستایش قرار دارد، پیچیده است.