شمارهٔ ٨٨٢ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هرگز این آسمان سرگردان
بمرادم نمیکند دوری
هر سعادت که جست فی الحالم
او ز طوری فکند با طوری
و آن شقاوت که بود طالب غیر
بمنش ره نمود بر فوری
بارها بودم اندرین فکرت
که چرا میکند چنین جوری
عقل گفتا منال از جورش
ورچه در دل همیکند غوری
زانکه گرداند اهل تمییزی
هر دمی بشکفاندت شوری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به جستجوی سعادت و شقاوت میپردازد و از احساس سرگردانی در زندگی سخن میگوید. او بیان میکند که سعادت واقعی هرگز با دوری از آسمان امید او حاصل نمیشود و دلش همیشه به دنبال آن است. او به فکر فرو رفته و از عقل خود میپرسد چرا این گونه احساس میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که هر لحظه ممکن است تغییراتی در زندگی او ایجاد شود و این تغییرات میتوانند او را به سوی درک و تمییز بهتر هدایت کنند.