شمارهٔ ۱۲ امامی هروی
امامی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در محیطی فکنده ام زورق
که دو عالم از اوست مستغرق
نه نوان زورق از محیط شناخت
نه وجود محیط از زورق
آب شد زورق وز سیر آسود
اینت معنی مشکل و مغلق
هستیت را جز این نشانه نبود
که شود غرق نیستی مطلق
کفر و اسلام و سنت و بدعت
اصطلاحیست در میان فرق
نور خورشید بر سپهر یکیست
شد تفاوت میان صبح و شفق
بعنایت ببین که اصل وجود
نشود مختلف بهیچ نسق
حق پرستی و ما و من گوئی؟
راه گم کرده ای، زهی احمق
ما و حق لفظ احمق است به هم
چو ز ما بگذری چه ماند، حق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی رابطه بین "زورق" و "محیط" میپردازد. زورق که نماد وجود فردی است، نمیتواند محیط خود را بشناسد و به همین ترتیب محیط هم وجود زورق را درک نمیکند. شاعر میگوید زمانی که زورق در آب غرق میشود، به حقیقت وجود خود پی میبرد. او به مقایسه کفر و اسلام و دیگر اصطلاحات دینی میپردازد و تأکید میکند که در اصل وجود، تفاوتی وجود ندارد و همه چیز یکسان است. در نهایت، شاعر میگوید که "ما" و "حق" دو واژه جدا از هم نیستند و اگر از "ما" بگذریم، حقیقت باقی خواهد ماند. این نشاندهنده جستجوی حقیقت فراتر از تفاوتهای ظاهری است.