شمارهٔ ۱۳ امامی هروی
امامی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دوش جام وصل جانان خوردهام
بادهها از ساغر جان خوردهام
جای آن است ار نگنجم در جهان
زآن که جام از دست جانان خوردهام
جان همینازد ز لفظ عذب من
از پی آن کآب حیوان خوردهام
با لب و دندان آن آب حیات
کاندُهِ عشقش فراوان خوردهام
غیرت لؤلؤی لالا دیدهام
طیره لعل بدخشان خوردهام
خون دل بسیار خوردم تا به دوش
تا نپنداری که آسان خوردهام
بیامامی جام مالامال او
واله و مدهوش و حیران خوردهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تجربهای عمیق و شورانگیز در نشئگی و عشق سخن میگوید. او از نوشیدن شراب وصل معشوقش میگوید و اینکه این نوشیدنی روح او را سرشار کرده است. شاعر به علاقه و عشق عمیقش اشاره میکند و میگوید که این احساسات به قدری قوی هستند که جای گنجیدن در دنیای مادی را برای او باقی نمیگذارند. او همچنین به سختیها و فدای دلش برای رسیدن به این محبت میپردازد و در نهایت از حال و هوای مدهوشی و شیداییاش در عشق میگوید. این شعر در واقع نمایانگر یک سفر عاطفی و روحانی در درک عشق و حقیقت وجود است.