شمارهٔ ۱۷ امامی هروی
امامی هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا کی زنی ز مشک سیه بر زره گره
تا چند ماه را کشی اندر خم زره
ماهی، باختیار چو ماهی زره مپوش
رو باز کن ز حلقه مشکین زره گره
گردم زند ز زلف تو اندر بر بتان
عنبر که هستم از خم آن طره مشتبه
بگشا شکنج زلف که با یاد بوی او
خاک ره از شمامه ی عنبر به است به
گر شادیت ز مرگ امامی است، زنده کرد
او را مدیح خواجه تو خوشباش و برمجه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عشق و زیبایی میپردازد. شاعر از زنی با زرهای مشکی صحبت میکند و به زیبایی و دلربایی او اشاره دارد. او از زن میخواهد که زرهاش را از خود باز کند و از زلفهایش بگذارد تا زیباییاش بیشتر نمایان شود. همچنین به بوی خوش عطر عنبر و یاد محبوب اشاره میکند. در نهایت، شاعر از شادی و زندگی امامی که مرگ را شکست داده است، یاد میکند و از او میخواهد که با یاد او به خوشی و شادابی ادامه دهد.