غزل شمارهٔ ۱ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا
تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما
باد میپیمایم و بر باد عمری میدهم
ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟
چون ندارم همدمی، با باد میگویم سخن
چون نیابم مرهمی، از باد میجویم شفا
آتش دل چون نمیگردد به آب دیده کم
میدمم بادی بر آتش، تا بَتَر سوزد مرا
تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم
وا رَهَم زین تنگنای محنت آباد بلا
مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن
سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا
خود ندارد بیرخ تو زندگانی قیمتی
زندگانی بیرخ تو مرگ باشد با عنا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهنده احساس عمیق درد و longing شاعر است. او هر روز با ناله و زاری به صبح صادق دعا میکند تا پیغامی از معشوقش به او برساند. شاعر بر این نکته تأکید میکند که بدون وجود معشوق، زندگیاش بیارزش است و ترجیح میدهد بمُرد تا اینکه بیاو زندگی کند. او از تنهایی و غم خود صحبت میکند و میگوید که حتی اشکهایش هم نمیتواند آتش دلش را خاموش کند. در نهایت، او اشاره میکند که وجود معشوقش برای او از زندگیاش ارزشمندتر است و زندگی بدون او همچون مرگ است.