غزل شمارهٔ ۱۷۴ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر من نظری کن، که منت عاشق زارم
دلدار و دلارام به غیر از تو ندارم
تا خار غم عشق تو در پای دلم شد
بیروی تو گلهای چمن خار شمارم
نی طاقت آن تا ز غمت صبر توان کرد
نی فرصت آن تا نفسی با تو برآرم
تا شام درآید، ز غمت، زار بگریم
باشد که به گوش تو رسد نالهٔ زارم
کم کن تو جفا بر دل مسکین عراقی
ورنه، به خدا، دست به فریاد برآرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به عشق شدید و درد ناشی از جدایی از معشوق اشاره میکند. او از شدت غم و زاری خود میگوید و اینکه هیچ کس را جز محبوبش ندارد. با بیان اینکه غم عشق، او را رنج میدهد، اظهار میکند که تا شبتا غم او را تحمل کند، نمیتواند و تنها به گریه و ناله میپردازد. در نهایت از محبوبش میخواهد که به او ظلم نکند، چون ممکن است به خاطر این اندوه فریاد بزند.