غزل شمارهٔ ۲۱ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مهر مهر دلبری بر جان ماست
جان ما در حضرت جانان ماست
پیش او از درد مینالم ولیک
درد آن دلدار ما درمان ماست
بس عجب نبود که سودایی شوم
کیت سودای او در شان ماست
جان ما چوگان و دل سودایی است
گوی زلفش در خم چوگان ماست
اسب همت را چو در زین آوریم
هر دو عالم گوشهٔ میدان ماست
با وجود این چنین زار و نزار
بر بساط معرفت جولان ماست
وزن میننهندمان خلقان ولیک
کس چه داند آنچه در خلقان ماست؟
گر ز ما برهان طلب دارد کسی
نور او در جان ما برهان ماست
جنت پر انگبین و شیر و می
بیجمال دوست شورستان ماست
گرچه در صورت گدایی میکنیم
گنج معنی در دل ویران ماست
هاتف دولت مرا آواز داد:
کین نوامی گو: عراقی، ز آن ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلبستگی به خداوند و زیباییهای معنوی است. شاعر از درد و مشکلات خود سخن میگوید، اما بر این باور است که عشق به معشوق (پروردگار) درمان دردهاست. او میگوید که جانش در پیشگاه خداوند قرار دارد و هر چه در زندگی با آن مواجه میشود، به خاطر عشق به اوست. همچنین، شعر به ارزشهای معنوی و معرفت اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر در دنیا به نظر فقیر بیایند، در دل خود گنجینهای از معنویت و عشق دارند. به طور کلی، این شعر تجلیگاه عشق به خدا و زیباییهای باطنی است.