نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

جانا، نظری، که دل فگار است

بخشای، که خسته نیک زار است

بشتاب، که جان به لب رسید است

دریاب کنون، که وقت کار است

رحم آر، که بی‌تو زندگانی

از مرگ بتر هزار بار است

دیری است که بر در قبول است

بیچاره دلم ، که نیک خوار است

نومید چگونه باز گردد؟

از درگهت، آن کامیدوار است

ناخورده دلم شراب وصلت

از دردی هجر در خمار است

مگذار به کام دشمن ، ای دوست

بیچاره مرا ، که دوستدار است

رسواش مکن به کام دشمن

کو خود ز رخ تو شرمسار است

خرم دل آن کسی، که او را

اندوه و غم تو غمگسار است

یادیش ازین و آن نیاید

آن را که، چو تو نگار، یار است

کار آن دارد، که بر در تو

هر لحظه و هر دمیش بار است

نی آنکه همیشه چون عراقی

بر خاک درت چو خاک خوار است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احوالات عاشقی و درد فراق می‌پردازد. شاعر از محبوبش می‌خواهد که به او رحم کند و به کمکش بشتابد، زیرا زندگی بدون او برایش سخت و دردناک است. او از ناامیدی و خستگی دل سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که بی‌عشقی محبوبش احساس مرگ می‌کند. شاعر همچنین به این نکته می‌پردازد که دوست داشتن کسی که در غم و اندوه او شریک است، حس خوشی به او می‌دهد و نمی‌خواهد که رسوا شود یا در دست دشمنانش بیفتد. در نهایت، او به وفاداری و انتظارش از محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که همیشه در درگاه او منتظر است.