نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

باز دل از در تو دور افتاد

در کف صد بلا صبور افتاد

نیک نزدیک بود بر در تو

تا چه بد کرد کز تو دور افتاد

یا حسد برد دشمن بد دل

یا مرا دوستی غیور افتاد

ماتم خویشتن همی دارد

چون مصیبت زده، ز سور افتاد

چون ز خاک در تو سرمه نیافت

دیده‌ام بی‌ضیا و نور افتاد

جان که یک ذره انده تو بیافت

در طربخانهٔ سرور افتاد

از بهشت رخ تو بی‌خبر است

تن که در آرزوی حور افتاد

چون عراقی نیافت راه به تو

گمرهی گشت و در غرور افتاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به دوری از معشوق و دلتنگی اشاره می‌کند. او از بلایای مختلفی که بر او می‌گذرد سخن می‌گوید و می‌گوید که نزدیک بودن به معشوقش، او را خوشحال می‌کند. اما بعد از دوری از او، حسرت و غم به سراغش می‌آید. حسد دشمنانش و دوستی عمیقش را نیز مطرح می‌کند. شاعر از یأس و ناامیدی خود می‌گوید و به تأثیر فقدان معشوق بر جان و روحش اشاره می‌کند. او در نهایت به ناکامی‌اش در رسیدن به معشوق و سرگشتگی‌اش اشاره می‌کند. این اشعار بیانگر احساسات عمیق و درد فراق هستند.