غزل شمارهٔ ۵۳ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
با عشق عقلفرسا دیوانهای چه سنجد؟
با شمع روی زیبا پروانهای چه سنجد؟
پیش خیال رویت جانی چه قدر دارد؟
با تاب بند مویت دیوانهای چه سنجد؟
با وصل جانفزایت جان را چه آشنایی؟
در کوی آشنایی بیگانهای چه سنجد؟
چون زلف برفشانی عالم خراب گردد
دل خود چه طاقت آرد؟ویرانهای چه سنجد؟
گرچه خوش است و دلکش کاشانهای است جنت
در جنب حسن رویت کاشانهای چه سنجد؟
با من اگر نشینی برخیزم از سر جان
پیش بهشت رویت غم خانهای چه سنجد
گیرم که خود عراقی، شکرانه، جان فشاند
در پیش آن چنان رو، شکرانهای چه سنجد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و جذابیت معشوق است. شاعر به توصیف احساسات و تفکرات خود در مواجهه با زیبایی و عشق میپردازد. او میگوید که هیچ چیز نمیتواند عشق را سنجش کند و در مقایسه با جذابیتهای معشوق، همه چیز بیمعناست. به عبارتی، احساسات عاشقانه و زیبایی معشوق فراتر از هر ارزش و سنجی هستند. شاعر همچنین به بیتابی و دیوانگی ناشی از عشق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق چقدر قدرت دارد که حتی بهشت و خوشبختی را تحت الشعاع قرار میدهد. در کل، این شعر بر بزرگی و اهمیت عشق تأکید دارد و زیباییهای آن را به تصویر میکشد.