نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات

فارغ شده ز مسجد وز لذت مباحات

از خانقاه رفته، در میکده نشسته

صد سجده کرده هر دم در پیش عزی و لات

در باخته دل و دین، مفلس بمانده مسکین

افتاده خوار و غمگین در گوشهٔ خرابات

نی همدمی که با او یک دم دمی برآرد

نی محرمی که یابد با وی دمی مراعات

نی هیچ گبری او را دستی گرفت روزی

نی کرده پایمردی با او دمی مدارات

دردش ندید درمان، زخمش نجست مرهم

در ساخته به ناکام با درد بی‌مداوات

خوش بود روزگاری بر بوی وصل یاری

هم خوشدلیش رفته، هم روزگار، هیهات!

با این همه، عراقی، امیدوار می‌باش

باشد که به شود حال، گردنده است حالات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حالاتی از خرابی و پریشانی می‌پردازد که به وضوح نشان‌دهنده ناامیدی و درد درونی اوست. او از جدایی از مسجد و لذت‌های حلال سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که به میکده رفته و در این حال، دل و دین خود را از دست داده است. همچنین از تنهایی و نداشتن همدم و یا کسی که به او رحم کند، می‌نالد. شاعر به یاد روزهای خوش و وصال یار می‌افتد و از آنها حسرت می‌خورد. در پایان، با اینکه ناامیدی و غم را احساس می‌کند، به خود و دیگران امیدواری می‌دهد که شاید روزهای بهتری پیش بیاید و اوضاع تغییر کند.