نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ - آیین خودخواهی میرزاده عشقی

میرزاده عشقی / غزلیات و قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

جهان را دائما این رسم و این آیین نمی‌ماند

اگر چندی چنین ماندست، بیش از این نمی‌ماند

به چندین سال عمر، این نکته را هر سال سنجیدی

که آن اوضاع دی، در فصل فروردین نمی‌ماند

همان گونه که آن اوضاع دیروزی نماند امروز

به فردا نیز این اوضاع امروزین نمی‌ماند

ببین امروز مردم را، به خون یکدگر تشنه

که دیری نگذرد، کاین عادت دیرین نمی‌ماند

بباید روزگار صافی و صلح و صفا روزی

به جان دوستان آن روز، دیگر کین نمی‌ماند

همانا خوی حیوانی‌ست، این «آیین خودخواهی»

اگر انسان شوند این خلق، این آیین نمی‌ماند

مگو یاسین بود، در گوش این خلق خر، آوازم

که گر آدم شوند، از اصل این یاسین نمی‌ماند

تو در این خلق عامی، عارفی گر زانکه اینان را

تمیزی شد حنایت، نزد کس رنگین نمی‌ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تغییرپذیری و ناپایداری اوضاع و احوال زندگی انسان‌ها اشاره دارد. شاعر می‌گوید که هیچ چیزی در جهان دائمی نیست و اوضاع کنونی نیز مانند گذشته، به زودی تغییر خواهد کرد. او به تناقض‌ها و خشونت‌های موجود در رفتار مردم می‌پردازد و می‌خواهد که روزی صلح و آرامش برقرار شود. در نهایت، شاعر به خوی حیوانی و خودخواهی انسان‌ها اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که این خصوصیات اگر تغییر نکند، باقی خواهد ماند. او همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که آگاهی و انسانیت می‌تواند به تغییر این وضعیت کمک کند.