شمارهٔ ۲۲ - در لباس دین میرزاده عشقی
میرزاده عشقی / غزلیات و قصاید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای صدرنشینان که همه مصدر دینید
«صدر» ار ز میان رفت، شما صدر نشینید
امروز نشینید و بر این مسند و فرداست:
کز ذیل گرفته، همه با صدر قرینید
عمر این دو سه روز است که هر روز به آن روز
گوئید نه عمر است، و پی روز پسینید
سنجید که عمر این دو سه روز است: ولی کی
آن روز، کز آن بعد «دگرروز» نبینید
ای زمره انگشت نما گشته به تقوی
در حلقه مردان خدا، همچو نگینید
امروز که بنشسته به صدرید به دنیا
فرداست که در صفحه «فردوس برینید!»
ای رتبه شما راست به دنیا و به عقبی
زیرا که شما حافظ این دین مبینید
از پرتو دین هر دو جهانست شما را
دین گر ز میان رفت نه آنید و نه اینید
بنشسته همی دشمن آئین به کمینتان
پرسم ز شما هیچ شما هم به کمینید؟
من مردم (عشقم) ز چه رو غمخور دینم؟
این غصه شماراست شما حافظ دینید؟!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد حال و روز کسانی میپردازد که در جایگاههای رفیع دینی و اجتماعی قرار دارند و به نوعی از خود را برتر میدانند. شاعر به آنها یادآوری میکند که حضورشان در این مناصب موقتی است و عمرشان نیز کوتاه است. او تأکید میکند که اگر دین از میان برود، نه آنها وجود خواهند داشت و نه رتبه و مقامشان. همچنین به لزوم محافظت از دین و حقیقت اشاره کرده و از آنها میخواهد که با آگاهی و تقوا در برابر دشمنان دین ایستادگی کنند. شاعر خود را عاشق دین معرفی میکند و میگوید که غم دین در دل دارد و میخواهد که دیگران نیز مسئولیت خود را در قبال آن بپذیرند.