شمارهٔ ۲۴ - دفاع از زرتشت میرزاده عشقی
میرزاده عشقی / غزلیات و قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دختران ترک! خدا را، حیا کنید
باری در این معامله، شرم از خدا کنید!
یا رخ نهان کنید که دل نابرید یا
با عاشقان دلشده کمتر جفا کنید
یا وعده نادهید که با ما وفا کنید
یا برقرار وعده، خودتان وفا کنید
یغما نموده اید دل و دین ما بلی
کی عادت قدیمی خود رها کنید؟
ترک ختا همیشه به یغما به نام بود
یک چندهم رواست که ترک خطا کنید
جائی کشید کار ز یغما که این زمان
یغمای شت، پیمبر پیشین ما کنید؟
زرتشت دل نبود که آن را توان ربود!
حاشا قیاس دل، ز چه با انبیا کنید؟
زرتشت بردنی نبود، این طمع چه سود؟
تنها همان، ببردن دل اکتفا کنید!
امروز قصد بردن پیغمبران، کنید:
فردا بعید نیست که قصد خدا کنید!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دختران ترک میخواهد که شرم و حیا از خداوند را در نظر داشته باشند. او به آنها توصیه میکند که اگر نمیخواهند دل عاشقان را بشکنند، یا باید خود را به خوبی پنهان کنند یا وعدههایی که میدهند را بهجا آورند. شاعر به آنها یادآوری میکند که دل و دینش را دزدیدهاند و میخواهد که این عادت قدیمی را رها کنند. در انتها، او هشدار میدهد که اگر این رویه ادامه یابد، ممکن است به مقاصد بزرگتری، از جمله خداوند، دست یابند.