شمارهٔ ۴ - خر تو خر میرزاده عشقی
میرزاده عشقی / هزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
این چه بساطی است، چه گشته مگر؟
مملکت از چیست؟ شده محتضر:
موقع خدمت همه مانند خر
جمله اطباش، به گل مانده در
به به ازین مملکت خر تو خر!
نیست به دزدی شما، در جهان؟
کیست که خر کرده، شما را چنان؟
چیست که خفتند، همه بی گمان؟
وه به شما، ای همه افتادگان!
به به ازین مملکت خر تو خر!
مادر بیچاره، فتاده علیل
دخترک اندر پی هر کج سبیل
پرستارانش ز وزیر و وکیل
جمله فتادند، به فکر آجیل
به به ازین مملکت خر تو خر!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وضعیت نابسامان یک کشور اشاره دارد که در آن مردم با بیخبری و ناآگاهی به سر میبرند. شاعر از وضعیت بد معیشتی و مسئولان بیدرد مینالد و به کنایه میگوید که همگان مانند خر در خدمتاند، و کسی دغدغهای برای مشکلات واقعی ندارد. مادران و دختران نیز در این بین به مشکلات خود میپردازند و به جای حل مسائل اصلی، در فکر مسائل پیشپاافتادهای مانند آجیل هستند. به طور کلی، شاعر انتقاد sharp و حسرت نسبت به وضع موجود و بیخیالی مردم و مسئولان به تصویر میکشد.