شمارهٔ ۶ - قهر کردن مؤتمن الملک میرزاده عشقی
میرزاده عشقی / هزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
دوش شنیدم که گفت «مؤتمن الملک »:
پا نگذارد دگر به ساحت مجلس
گفت «تدین » که ای به گوز مساوات
گفت «مساوات » کای به ریش «مدرس»!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شخصی به نام مؤتمن الملک میگوید که دیگر پا به مجلس نگذارد. سپس تدین، شخصیتی دیگر، به او میگوید که تو که به گوز مساوات اشاره میکنی، چه دلیلی برای این کار داری و در ادامه به نوعی کنایه به ریش مدرس میزند. این گفتگو نشاندهنده انتقاد و بحث در مورد موضوعاتی همچون عدالت و تناقضها در رفتار انسانهاست.