شمارهٔ ۷ - سوگند وکالت میرزاده عشقی
میرزاده عشقی / هزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ضیاء الواعظین، آن رند جیغو
زده پشت تریبون، پاک وارو
برای خاطر هم مسلکانش
به پا بنموده، فریاد و هیاهو
به قانون اساسی پشت پا زد
برای خود نمائی، نزد یارو
بگفتا من نخواهم خورد سوگند
که بر هوچیگری بگرفته ام خو
خدا رحمی، به قشقائی نماید
ز دست این وکیل لوس پر رو
ولی بعد از دو روز، آخر قسم خورد
چه بود آن وضع و این صورت تو برگو؟
گمان دارم نخست این سید لات
برای پول می کرد، این هیاهو
چو پولی دید نبود در میانه
بزد پشتک ز بعدش چند وارو
نباشد چون عقیده، این چنین است!
چنین اشخاص را نامند پر رو
به مثل او بود «یعقوب » ناچار
که با شمر است، حالا هم ترازو
ز صحن مجلس شورای ملی
چنین مخلوق، باید کرد جارو!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به نقد یکی از سخنرانان (ضیاء الواعظین) میپردازد که در پشت تریبون با هیاهو و غوغا برای جلب توجه هممسلکانش سخنرانی میکند. او به قانون اساسی بیاحترامی میکند و برای خودنمایی دروغ میگوید که به هوچیگری عادت ندارد. شاعر از خدا میخواهد که به مردم قشقایی رحم کند، زیرا این وکیل چاپلوس به آنها آسیب میزند. پس از دو روز، این فرد دوباره سوگند میخورد، و شاعر بر این باور است که او برای پول این هیاهو را به راه انداخته و زمانی که از پول خبری نیست، فرار میکند. شاعر با تشبیه او به یعقوب و شمر، به رفتار ناپسند او اشاره میکند و خواهان پاکسازی مجلس از چنین افرادی میشود.