شمارهٔ ۱۳۸ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست
دفتر گل را به عنوان وفا شیرازه بست
جذب آب و سبزه بیرون برد گل رویان شهر
محتسب هرچند از غیرت در دروازه بست
جوش مستان و خروش رود و گلبانگ هزار
زین نواها در هوا از شش جهت آوازه بست
اشتیاق باده چندان شد که هنگام صبوح
نرگس مخمور نتواند لب از خمیازه بست
طرح این مجلس برون ز اندازه ی وهم است و عقل
آفرین بر دانش استاد کاین اندازه بست
نازکان باغ را حاجت به رنگ و بو نبود
زین سبب در کاسه های لاله مشک و غازه بست
طبع موزون فغانی بین که در گلزار عشق
هر بهار از معنی رنگین چه نخل تازه بست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی به عید و بهار اشاره میکند و به اوج سرزندگی و شادابی طبیعت میپردازد. او از مرغ سحر و گلها و جنبههای خوشگذرانی زندگی میگوید و اشتیاق روحی و عاطفی به باده و شادی را بیان میکند. در این میان، شاعر بیان میکند که زیباییهای طبیعی به خودی خود، نیازی به رنگ و عطر ندارند و عشق و هنر میتوانند آنها را زینت ببخشند. در نهایت، شاعر بر اهمیت خلاقیت و دانش در خلق زیباییهای هنری تأکید میکند.