شمارهٔ ۱۴۲ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست
بیش خاصیت دهد هرچند می بیغش ترست
شمع را هر ذره گر پروانه یی خیزد ز مهر
جان آن یک بیشتر سوزد که پر آتش ترست
صاحبان حسن اگرچه فتنه جویانند لیک
فتنه ی او بیشتر باشد که شاهد وش ترست
عشق را ساز مخالف دان که از هر پرده اش
هر نوایی خوش که می خیزد از آن یک خوش ترست
سوز پر باید نه ساز پر که در نخجیر عشق
تیر کاری تر رود زانکو تهی ترکش ترست
از دل گرم فغانی در قبول نور عشق
هر نفس کان پیش می آید از آن دلکش ترست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تجربه عشق و تأثیر آن بر احساسات اشاره دارد. شاعر بیان میکند که هر لحظهای که از عشق واقعی بهرهمند میشود، برایش خوشایندتر از دیگر لحظات است. عشق، مانند شمعی است که هر ذره آن به شعلهاش افزوده میشود و عشقهای شدیدتر و آتشینتر احساسات قویتری را به وجود میآورد. همچنین، زیبایی و جذابیتها ظاهری ممکن است فریبنده به نظر برسند، اما عشق واقعی دارای جاذبهی بیشتری است. در نهایت، شاعر میگوید که عشق به مانند نغمهای است که از پردههای مختلف شنیده میشود و هر صدا، زیبا و دلنشینتر از دیگری است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که به جای تمرکز بر زیبایی ظاهری، باید بر روی احساسات درونی و عشق واقعی متمرکز شد.