شمارهٔ ۱۶۱ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
این باد ز طرف چمن کیست که داند
وین بوی گل از پیرهن کیست که داند
این نافه که بر گل شکند غالیه ی تر
از سلسله ی پر شکن کیست که داند
دانم که مه بدر بود خسرو انجم
آن ماه نو از انجمن کیست که داند
من خود شدم افسانه ی شهری بفسونش
افسون تو مهر دهن کیست که داند
ما را به رخ زرد بود صد رقم از خون
آن گلرخ نسرین بدن کیست که داند
ای باد چه داری خبر از غنچه ی لعلش
آن غنچه دهن با سخن کیست که داند
آشوب دل و دیده ی بیدار فغانی
نظاره ی سرو و سمن کیست که داند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد زیباییها و اسرار طبیعت و عشق است. شاعر به باد و بوی گل اشاره میکند و میپرسد که هیچکس نمیداند منبع این زیباییها چیست. او به گل و غنچهها، و همچنین ماه و ستارهها میپردازد و به افسانههای عاشقانه اشاره میکند. در کل، شاعر به کنجکاوی و حیرت نسبت به زیباییهای طبیعی و احساسات انسانی میپردازد و به این معنا اشاره دارد که برخی از چیزها فراتر از درک ما هستند.