شمارهٔ ۱۶۵ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
گل آمد ساقیا محبوب گلرخسار میباید
می بیغش به دست آمد گل بیخار میباید
چرا باشند مرغان بهشتی حبس در مکتب
مقام این تَذَروان گوشهٔ گلزار میباید
چو نام دوستی بردی بیفشان از وفا تخمی
زبان چرب را شیرینی گفتار میباید
خوشست آن وعده کز جانان به مقصودی رسد عاشق
به گفتن راست ناید، کار را کردار میباید
نه آسان است کشتن خلق را و ساختن زنده
لب شکرفشان و غمزهٔ خونخوار میباید
از اندک می که بنشاند غباری نیست آزاری
بلا اینست کاین جنس نکو بسیار میباید
هر آن محنت که در عالم از آن دشوارتر نبود
به یاری میتوان از پیش بردن یار میباید
جمال چهرهٔ معنی ندارد عاشقی چندان
متاعت یوسفست ای دل کنون بازار میباید
فغانی خانه ویران ساز تا نامت بقا گیرد
اثر خواهی که ماند در جهان آثار میباید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی عشق و خوشیهای ناشی از آن است. شاعر از میان گلها و مینوشیها به بیان احساسات خود پرداخته و به ساقی میگوید که باید از می ناب و خالی از غش استفاده کند. او به نقش دوستی و وفا در روابط عاشقانه اشاره میکند و میگوید که برقراری ارتباط صادقانه مهم است. همچنین بر اهمیت زیبایی و محبوبیت در عشق تأکید کرده و به این نکته اشاره دارد که زندگی و محبت، راهی برای غلبه بر دشواریها هستند. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که برای ایجاد اثر و یادگاری در دنیا، نیاز به تلاش و فغان دارد. این اشعار در کل به celebration of love, beauty, and the quest for lasting impact در زندگی اختصاص دارد.