نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۷ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

محتسب گر به درِ میکده مانع نشود

رندِ میخواره به صد عربده قانع نشود

یار چون در رَهِ میخانه قدم پیش نهد

کیست کان راه و روش بیند و تابع نشود

اصل این ذرهٔ سرگشته هم از خورشید است

هم بدان اصل محالست که راجع نشود

راه باریک فنا تیزتر از شمشیر است

قطع این مرحله بی‌حجت قاطع نشود

عاشق از روی نکو در نظری فهم کند

آنچه معلوم به صد شرح مطالع نشود

سعی در کار تو دارند دلا دشمن و دوست

نگران باش که رنج همه ضایع نشود

لب فرو بند فغانی و درِ دل مگشای

که به تیزیِ زبان دفع موانع نشود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تمایل انسان‌ها به آزادی و عشق می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که اگر مانعی برای ورود به میکده (محل خوش‌گذرانی و عشق) وجود نداشته باشد، انسان‌ها نمی‌توانند از لذت‌های آن چشم‌پوشی کنند. در ادامه، او به این نکته می‌پردازد که وجود یک عشق واقعی و عمیق حتی در کمترین نگاه نیز می‌تواند مفهومی عمیق‌تر از صدها کلمه را منتقل کند. همچنین، او به فشارهای زندگی و پیچیدگی‌های عشق اشاره می‌کند و یادآوری می‌کند که در مواجهه با رنج و چالش‌ها، باید هوشیار بود تا هیچ زحمتی بیهوده نرود. در نهایت، شاعر توصیه می‌کند که در برابر مشکلات، زبان و دل را باید کنترل کرد تا بتوان به درستی با چالش‌ها روبرو شد.