نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۲ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

تو آن گلی که مه آسمان جبین تو بوسد

ملک ز سد ره فرود آید و زمین تو بوسد

چنان لطیف مزاجی که جای بوسه بماند

اگر نسیم صبا برگ یاسمین تو بوسد

رود نشانه ی دندان حسرت از لب عاشق

دمی که می دهی و دست نازنین تو بوسد

بخوبی آنکه سر از جیب آفتاب برآرد

هنوز دل نپسندد که آستین تو بوسد

کسی که مهر خموشی بلعل نوش لبان زد

در آرزوست که بگذاری و نگین تو بوسد

بمکتب تو ملازم بود فرشته ی رحمت

که رشحه ی قلم سحر آفرین تو بوسد

نخورد عاشق لب تشنه می ز جام مرصع

ازین هوس که مگر لعل آتشین تو بوسد

ببین که تا بچه غایت رسید شوق فغانی

که در خیال، دهان چو انگبین تو بوسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و لطافت یک معشوق می‌پردازد و توصیف می‌کند که چگونه جمال او باعث رویدادهای دل‌انگیزی در طبیعت و زندگی عاشق می‌شود. شاعر با استفاده از تصاویری مانند بوسه‌های آسمان، زمین و نسیم بر لبان محبوب، احساسات عمیق عشق و آرزو را بیان می‌کند. او می‌گوید که زیبایی معشوق حتی می‌تواند فرشته‌ها را تحت تأثیر قرار دهد و عاشق را به شدت مشتاق کند. در کل، شعر به تجلی عشق و زیبایی از زبان عاشق پرداخته و نشان می‌دهد که عشق چگونه زندگی و طبیعت را تحت تأثیر قرار می‌دهد.