شمارهٔ ۱۹۶ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بهر کس گر درآیی خوبی رخسار کی ماند
نهالی کاینچنین باشد گلش بر بار کی ماند
مرا خاریست در دل از تمنای گل رویت
برآور حاجت من در دلم این خار کی ماند
برون آرم ز چنگ میفروشان خرقهٔ تقوی
چنین رختم گرو در خانهٔ خمار کی ماند
تویی در دل چو جان و خون بهم آمیخته با هم
کسی کاین باده در جامش بود هشیار کی ماند
معاذالله بدینسان گر تو فردا در جواب آیی
ملامت رفتگان را بر زبان گفتار کی ماند
نشان دامن پاکست روز افزونی حسنت
وگرنه خوبی ده روزه این مقدار کی ماند
ز حسن بیزوالت ایکه شد خلقی خریدارت
اگر اندک زمانی باشد این بازار کی ماند
خیال شمع رویت گر نباشد در نظر ما را
شب غم روشنی در دیدهٔ بیدار کی ماند
مکن منع فغانی گر بود مست از می وحدت
کسی کاین باده در جامش بود هشیار کی ماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی پرداخته شده است. شاعر به زیبایی محبوبش اشاره میکند و از اثرات عشق و دلبستگیاش بر دل و جانش میگوید. او با تکرار سوالاتی درباره ماندگاری زیبایی و اثرات عشق، نشان میدهد که این احساسات چقدر عمیق و پایدارند. اشاره به سختی و خارهای دل به دلیل دوری از محبوب، نشانهای از تلخی عشق همچنین احساس نیاز به وصال است. در پایان، شاعر به اهمیت وجود محبوب و تأثیرات آن در زندگیاش اشاره میکند و به نوعی فراخوانی به پذیرش عشق و شادی در زندگی را مطرح میکند.