شمارهٔ ۱۹۸ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
صبا برگ گلی سوی من مجنون نیندازد
که از خار دگر در رهگذارم خون نیندازد
نیفتم هیچگه در بزم شمع خود چو پروانه
که کس دستم نگیرد وز درم بیرون نیندازد
فسون خوان در پی تسکین سوز و من بفکر آن
که آهم آتشی در دفتر افسون نیندازد
توانم خواند آسان نامه ی او گر برغم من
رقیبش در نوشتن حرفی از مضمون نیندازد
شبی در بزم آنمه زنده دارم بر مراد دل
اگر ساقی دوران در میم افیون نیندازد
فغانی دل منه بر مهر گردون کاین ستم پیشه
نیفرازد سری تا آخرش در خون نیندازد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد حسرت و عشق ناكام و همچنین ناتوانی فرد در ابراز عشق به معشوق است. شاعر بیان میکند که گل صبا که نماد زیبایی است، نمیتواند به او توجه کند و عشقش را نادیده میگیرد. او از این میترسد که احساساتش در عمق وجودش، به درد و رنج تبدیل شود. در عین حال، او نمیخواهد در جمع دیگران مانند پروانهای به دور شمع بچرخد و در خواستههایش ناموفق باشد. شاعر در جستجوی آرامش و تسکین دردهایش است، اما در عین حال نگران است که عشقش او را به ظلم و ستم دچار کند. در نهایت، احساس ناامیدی و عذاب را در ابراز عشق خود نشان میدهد.