شمارهٔ ۱۹۹ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
ماه من از خانه مست شب بهوای که شد
ساقی بزم که گشت شمع سرای که شد
دولت دیدار او باز کرا رخ نمود
آینه ی حسن او روی نمای که شد
غمزه پنهانیش آفت جان که گشت
خنده ی زیر لبش باز بلای که شد
عشوه و نازش کرا داد بشوخی فریب
مکر و فسونش دگر مهر و وفای که شد
گرنه بمستان خویش چاک گریبان نمود
جامه ی صد ناتوان چاک برای که شد
بر سر زانوی که مانده سرو خواب کرد
هیکل و بازوی او دست دعای که شد
بر دل سخت که داشت آه فغانی اثر
هر نفس گرم او داغ جفای که شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقه و اثرات عمیق او بر شاعر است. شاعر با توصیف حالات مختلف معشوقه، از شادی و غم گرفته تا فریب و ناز او، به احساسات و اضطراب خود اشاره میکند. او از تأثیرات ناپایدار و فریبنده عشق سخن میگوید و به تضادهای درونی و حسی که در مواجهه با معشوق به وجود میآید، پرداخته است. در نهایت، شاعر از درد جدایی و اثرات عمیق این عشق بر دل و جان خود صحبت میکند.