شمارهٔ ۲۱۲ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن رهروان که رو به در دل نهاده اند
بی رنج راه رخت به منزل نهاده اند
تا می توان شکست دل دوستان مخواه
کاین خانه را به کعبه مقابل نهاده اند
بسم الله ای مسیح که چندین تن عزیز
در شاهراه میکده بسمل نهاده اند
درمانده ی صلاح و فسادیم الحذر
زین رسم ها که مردم عاقل نهاده اند
کمتر طریق دردکشی ترک سر بود
این رسم را به شیوه ی مشکل نهاده اند
از گوشه های میکده جویم صفای وقت
کانجا هزار آینه در گل نهاده اند
غمگین مشو فغانی اگر باده ات نماند
صد جای بیش بهر تو محفل نهاده اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف حالتی میپردازد که رهروان، با شکست دل و رنجهای زندگی، سعی دارند به مقصد خود برسند. او میگوید که نباید دل دوستان را شکست، چرا که این زندگی را به نوعی شبیه به عبادت در کعبه تعبیر کرده است. همچنین به ابراز نگرانیها و دردهای انسانها میپردازد و تأکید میکند که در دنیای پرچالش امروز، باید از رسوم و کارهای نامناسب که عقلانی نیستند، دوری کرد. شاعر میگوید که در میکده میتوان به آرامش و صفای دل دست یافت و اگر به هر دلیلی بادهای نماند، هنوز هم برای یادآوری خوشیها جاهای بسیاری وجود دارد. در نهایت، دعوت به غمگین نشدن میکند و برگزاری محفلها را به عنوان نمادی از شادیهای ممکن معرفی میکند.