نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۵ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد

آتش کند این کار که آن روی چو مه کرد

ما را ز تماشای تو صد گونه سیاست

آن چین جبین و شکن طرف کله کرد

تنها چه کند آنکه همه عمر ترا دید

در آینه آن دیده بهر سو که نگه کرد

امشب من دیوانه در آن بزم نبودم

آه از چه کشید آن مه و بر حال که وه کرد

فریاد از آنروز که جویند و نیابند

سرهای عزیزان که لگدکوب سپه کرد

زان نخل جوان تا چه شود روزی عاشق

باری بهواداری او عمر تبه کرد

نزدیکتر از سایه به او بود فغانی

بس دور فتادست ندانم چه گنه کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف دلدادگی و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر از زیبایی و جذابیت چهره معشوق سخن می‌گوید و تأثیر آن بر دل و جانش را بیان می‌کند. او به حسرت و دردهایی که ناشی از دوری و جدایی از معشوق است اشاره می‌کند و به طور خاص از حالاتی چون دیوانگی و نا امیدی در بزم عشق سخن می‌گوید. شاعر همچنین به یادآوری روزهایی که عزیزان را جستجو کرده ولی نیافته می‌پردازد و در نهایت، به دوری و فقدان نزدیک‌ترین دل‌دارش اشاره می‌کند. به طور کلی، این شعر پر از حسرت، عشق و تألم ناشی از جدایی است.