شمارهٔ ۲۳۲ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
هوا خوشبوی گشت و مرغ در پرواز میآید
بهار رفته از گلشن به گلشن بازمیآید
تحیت میرساند بلبلان را باد نوروزی
که گل بار دگر در جلوهگاه ناز میآید
چه باد مشکبیز است اینکه بوی جان دهد هردم
مگر از راه آن ترک شکارانداز میآید
بشارت باد از آن صیادوَش کبک خرامان را
که باز از طرف دشت آواز طبل باز میآید
چه سازست اینکه دیگر مینوازد مطرب مجلس
که از رگهای جان عاشقان آواز میآید
چمن خالی مبادا از می لعل و نسیم گل
که این آب و هوا سرو مرا دمساز میآید
بگردان پردهای مطرب که از راه عراق امروز
مه اوج شرف در گلشن شیراز میآید
بده جامی که انجامش به از آغاز خواهد شد
هر آن کو با صفای نیت از آغاز میآید
مسیحا یار و خضرش رهنمون و همعنان یوسف
فغانی آفتاب من به این اعزاز میآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، به فصل بهار و زیباییهای آن اشاره شده است. هوا خوشبو شده و پرندگان در حال پروازند. بهار از گلستانها بازمیگردد و بلبلان به وسیله باد نوروزی سلامتی را به دیگران میرسانند. بوی خوش هوا و گلها دلپذیر است و نشاندهنده حضور زیباییها در زندگی است. شاعر از نوازندگان و فرصتهای شادمانی صحبت میکند و بیان میکند که چمن باید از می و عطر گل پر باشد. همچنین به ستایش از زیباییهای طبیعت و عشق پرداخته و از مستان میخواهد که با نیت پاک، از این لحظات استفاده کنند. در نهایت، شاعر به حضور پرچمداران عشق و زیبایی اشاره کرده و از آمدن یک نور معنوی سخن میگوید.